تبریز گردی...
93-1-14
پسرم قبل از عید تصمیم داشتم تو ایام عید بریم دور و اطراف شهرمون و هرجا که 7سینی بود باهاش عکستو بگیرم....ولی امان از این نشدن.....
هفته اول که سرماخوردگی تو مختصر بود و اوضاع خوب ولی واقعا وقت نشد... یعنی دید و بازدید ها اصلا فرصتی برامون نمیذاشت...
بعدشم که سرما خوردگی من و شدت سرماخوردگی تو.... دیگه اصلا هیچی.... فقط تونستیم یکی دو جا بریم.... و چندتایی عکس ..هوای امسال عید هم که کلا باد و بارون...با زمستون اشتباهی شده بود.... به هرحال وقتی نخواد بشه نمیشه که نمیشه...





اینم عکسی که بابایی به جای تو گرفت....هرچی اصرار بهت کردیم نرفتی سوار شی 



شبی که برای شام خونه دختر عمه ت( لیلا ) بودیم...

بعد کمی بازی خوابیدی ....اونشب حالت خیلی بد بود...تب هم اومده بود سراغت... 12 فروردین... لب به هیچی هم نزدی..


تو و پسر عمه محمد امین...

عزیزم روزهات شاد شاد...




تبریز گردی... 
